چرا مسئولیت پذیری اجتماعی مهم است؟
آیا وقتی واژه مسئولیت را میشنوید حسرت میخورید؟ چه بسا مسئولیت در دایره لغات شما واژهای ناخوشایندی باشد. احتمالا مسئولیت برای شما با به معنای باری بر دوش داشتن و محدودیت است و آن را مخالف سبکباری و بیخیالی معنی میکنید. اما مسئولیت لزوما یک کار طاقت فرسا یا یک قفس نیست. همه چیز به این بستگی دارد که شما در مورد مسئولیت چه فکری میکنید.
معنای مسئولیت در لغت واضح است؛ توانایی پاسخ گویی مسئولیت انتخابی است در دست ما _ این که به نیازهای کودکانمان توجهی نشان دهیم یا خیر، این که به مصائب ضعفا و نیازمندان واقعی توجهی داریم یا خیر و این که برایمان مهم است چه تاثیری بر کرهی زمین و دیگران میگذاریم یاخیر. مسئولیتپذیری بدین معناست که باید در دنیای پیرامون خود کنشگرا بوده، نسبت به ارتباطات خود با دیگران حساس باشیم و برای جبران حاضر باشیم نقشی سازنده ایفا کنیم.
مسئولیت را وزنه تعادلی در برابر حق میدانند. اگر از حق آزادی برخورداریم به این خاطر است که این مسئولیت را پذیرفتهایم که به دیگری آسیب وارد نکنیم و آنان را آزار ندهیم. اگر انتظار رفتار عادلانه داریم باید مسئولیت خود در قبال حاکمیت قانون و اصل معامله به مثل را محترم بشماریم. اگر اعتقاد داریم که نیازهای اولیهمان به عنوان یک حق طبیعی باید تامین گردد، زمانی که دیگران به واسطه فقر از این حق خود محروم میشوند باید در خود احساس مسئولیت کنیم.
مسئولیتپذیری در خانه یا در محل کار، حاکی از اعتماد به تواناییهای خود بوده و فرصتی است برای محک زدن قابلیتهایمان و به چالش کشیدن خود و این که در نهایت تا کجا میتوانیم پیش برویم.
مسئولیت دروازهای برای تحقق اهداف است. تحقق اهداف مسیری است به سوی رشد و تعالی. قبول مسئولیت چیزی به این معناست که وظیفه شناخت پتانسیلهایش و تبدیل آن از یک وعده به واقعیت به ما سپرده شده است. ما جادوگران جلوه هستیم، آمادهایم به خود و دیگران ثابت کنیم که اگر انرژی خود را متمرکز کنیم و تلاشی هدفمند داشته باشیم چه کارها که میتوانیم انجام دهیم.
مسئولیت شخص دیگری را بر عهده داشتن امتیازی است حتی بزرگتر گ، زیرا بدین معناست که ما نقش مراقبت از دیگران را پذیرفتهایم و به آنان در پیشرفت و شکوفاییشان کمک میکنیم. این مسئولیتی فوقالعاده است که باید از قبول آن سپاسگزار بود نه این که با بیمیلی و با ترس و هراس آن را پذیرفت. مسئولیت تنها به این معنی است که نهایت سعی و تلاش خود را به خرج دهیم و به درستترین و کاملترین شکل ممکن عمل کنیم. قبول مسئولیت به معنای تضمین موفقیت نیست، بلکه به معنای تعهد به تلاش است.
پس چرا بسیاری از افراد مسئولیت را باری طاقت فرسا میدانند؟ مسئولیت زمانی طاقت فرسا میشود که انتخاب از این معادله حذف شود، یعنی زمانی که توجه نداریم که میتوانیم طور دیگری رفتار کنیم و فراموش کنیم که میتوانیم نه بگوییم. مسئولیت زمانی خطرناک میشود که بیش از توان خود عهده دار امور میشویم. زمانی که به اشتباه فکر میکنیم هر چه بیشتر و بهتر گناه و انتظارات دیگران را به جان میخریم. قبول بیش از حد مسئولیت در واقع خود نوعی بی مسئولیتی است، زیرا توانایی ما برای پا
سخگویی را از میان میبرد. کم کار کن ولی خوب کار کن اصل اساسی مسئولیت است. علاوه بر این مسئول بودن به این معنی نیست که باید تمام کارها را به تنهایی انجام دهیم. مسئولیت نوعی به اشتراک گذاری است، راهی برای بیان این که ما همه با هم هستیم. به تنهایی مسئول بودن، ترکیبی ضد و نقیض است.
قبول مسئولیت راهی است برای مالکیت بر زندگی خود و قبول این واقعیت که ما در تعیین سرنوشت خود نقشداریم. مسئولیت پادزهری است برای کسانی که همیشه خود را قربانی فرض میکنند.
وقتی از روی آگاهی قدم برمیداریم، به ماهیت پیچیده واقعیت پیمیبریم. نوارهای نازکی که شبکه زندگی را تشکیل میدهند برای ما آشکار میشوند و به این باور میرسیم که هر چیزی با چیزهای دیگر مرتبط است. مسئولیت آگاهی از یگانگی هستی است. اگر مسئولیت را به خوبی مدیریت کنیم دیگر برایمان مانند بالا رفتن از دیوار صاف نخواهد بود، بلکه موهبتی است که با خوشحالی پذیرای آن خواهیم بود. چه چیزی لذت بخش تر از این که بر دنیای پیرامون خود تاثیر مثبتی داشته باشیم یا زندگی فرد دیگری را متحول سازیم؟
مسئولیت ردپایی است که بر روی شنها از خود به جای میگذاریم و حاکی از عبور ماست. شما چه اثری از خود به جای خواهید گذارد؟ کجا میتوانید بیش از همه آزادانه پاسخگو و اثرگذار باشید؟ مثل همیشه انتخاب با شماست.
نویسنده: لیلا زین العابدین – مددکار فرهنگی